<<< کلبه ی عشق >>>

عاشقا فقط بیان تو

نوشته شده در 1388/12/26ساعت 12:03 قبل‏ازظهر توسط دختر خورشیدنظرات (2)| |

سلام
ممنون که اومدین و خوشحالم که می بینمتون
چند تا عکس اوردم
فقط نظر فراموش نشه






نوشته شده در 1388/12/8ساعت 10:43 بعدازظهر توسط دختر خورشیدنظرات (0)| |

سلام خیلی وقت بود ندیده بودمتون

امروز کلی حرف و عکس های قشنگ اوردم

راستی قراره اگر خدا بخواد برم دوباره شلمچه

خیلی خوبه شما هم امتحان کنید اگر یه بار برید امکان نداره دیگر ولش کنید حالا من هر چی بگم باید خودتون برید

خوب درس هام زیاد بود نتونستم چند وقتی بیا م

با امتحانا چی کار کردین ؟ انشاالله همگی تون معدل عالی بگیرین بای بای

 

خدايا دوستش داشتم اما دركم نكردي

 

 

نظر فراموش نشه

نوشته شده در 1388/11/1ساعت 11:18 بعدازظهر توسط دختر خورشیدنظرات (0)| |

به به سلام خيلي دلم براتون تنگ شده بود

ببخشيد كه دور اومدم

ممنون نظر فراموش نشه

دوستون دارم باي باي

نوشته شده در 1388/10/3ساعت 11:22 بعدازظهر توسط دختر خورشیدنظرات (0)| |

سلام عزیزان

یه عالمه عکس اوردم نظر یادتون نره

 

 

 

نوشته شده در 1388/8/18ساعت 7:50 قبل‏ازظهر توسط دختر خورشیدنظرات (0)| |

سلام بچه ها smilie

شرمنده که دور اومدم

ولی دست پر اومدم

انقد دلم براتون تنگیده بووووووووووووووود smilie

خوب دیروز تولدم بودا !

تولد تولد تولدم مبارک 

حالا هدیه ی شما چیه ؟

من چند تا عکس هدیه می کنم به شما ...

تابعد بای بای نظر یادتون نره

نوشته شده در 1388/7/10ساعت 10:50 بعدازظهر توسط دختر خورشیدنظرات (2)| |

گفتمش نقاش را نقشي بکش از زندگي ...

با قلم نقش حبابي بر لب دريا کشيد

 گفتمش چون مي کشي تصوير مردان خدا ...

تک درختي در بيابان يکه و تنها کشيد

  گفتمش نامردمان اين زمان را نقش کن ...

عکس يک خنجر ز پشت سر پي مولا کشيد

 گفتمش راهي بکش کان ره رساند مقصدم ...

راه عشق و عاشقي , مستي ونجوا را کشيد

 گفتمش تصويري از ليلي ومجنون را بکش ...

عکس حيدر در کنار حضرت زهرا کشيد

 گفتمش بر روي کاغذ عشق را تصوير کن ...

در بيابان بلا، تصوير يک سقا کشيد

 گفتمش از غربت ومظلومي و محنت بکش ...

فکر کرد و چهار قبر خاکي از طه کشيد

 گفتمش سختي و درد وآه گشته حاصلم ...

گريه کرد آهي کشيد و زينب کبري کشيد

 گفتمش درد دلم را با که گويم اي رفيق ...

عکس مهدي راکشيد و به چه بس زيبا کشيد

 گفتمش ترسيم کن تصويري از روي حسين..

گفت اين يک را ببايد خالق يکتا کشيد

نوشته شده در 1388/2/10ساعت 10:29 بعدازظهر توسط دختر خورشیدنظرات (0)| |

دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با من 

 بما درد دل افشا کن مداوا کردنش با من

اگر گم کرده ای ایدل کلید استجابت را

بیا یک لحظه با ما باش پیدا کردنش با من

بیفشان قطره اشکی که من هستم خریدارش

 بیا ور قطره ای اخلاص دریا کردنش با من

اگر درها به رویت بسته شد دل برمکن بازآ 

در این خانه دق الباب کن وا کردنش با من

به من گو حاجت خود را اجابت میکنم آنی 

 طلب کن آنچه میخواهی مهیا کردنش با من

بیا قبل از وقوع مرگ روشن کن حسابت را

 چو خوردی روزی امروز ما را شکر نعمت کن 

 غم فردا نخور تامین فردا کردنش با من

بقرآن آیه رحمت فراوان است ای انسان 

 بخوان این آیه را؛تفسیر و معنا کردنش با من

اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت

 تو نام توبه را بنویس امضا کردنش با من

ژولیده نیشابوری

نوشته شده در 1388/2/3ساعت 10:46 بعدازظهر توسط دختر خورشیدنظرات (0)| |

بابا یک نظر بدین دیگه

این قسمت محل دادن نظرات گرمتونه هر کسی

 خواس نظر بده این جا نظر بده  smilie

نوشته شده در 1387/10/27ساعت 3:30 قبل‏ازظهر توسط دختر خورشیدنظرات (15)| |

اين بيماري شما بايد فوري درمان بشه:
يعني من ماه بعد قراره برم مسافرت و معالجه اين بيماري خيلي ساده و سودآوره و بهتره زودتر ترتيبش رو بدم!

خوب بگيد ببينم مشکلتون از کي شروع شد:
يعني من از بيماريتون چيزي نفهميدم و ايده‌اي ندارم و اميدوارم شما خودتون سرنخي به من بدين!

يک وقت ديگه از منشي براي آخرهاي اين هفته بگير:
يعني من امروز با دوستام دوره دارم، بايد برم زودتر بزن به چاک!

هم خبرهاي خوب و هم خبرهاي بد براتون دارم:
يعني خبر خوب اينه که من قراره يه ماشين جديد بخرم و خبر بد اينکه شما بايد پول اونو بدين!

من به اين آزمايشگاه اطمينان دارم بهتره آزمايشهاتون را اونجا انجام بدين:
يعني من 40 درصد از پول آزمايش بيماراني که به اونجا معرفي مي کنم را مي‌گيرم!

دارويي که براتون نوشتم داروي خيلي جديديه:
يعني من دارم يه مقاله علمي مينويسم و ميخواهم از شما مثل موش آزمايشگاهي استفاده کنم!

اگه تا يک هفته ديگه خوب نشديد يه زنگ به من بزنيد:
يعني من نمي دونم بيماريتون چيه شايد خود به خود تا يک هفته ديگه خوب بشه!

بهتره چندتا آزمايش تکميلي هم انجام بدين:
يعني من نفهميدم بيماريتون چيه. شايد بچه‌هاي آزمايشگاه بهتون کمک کنن!

ابن بيماري الان خيلي شايعه:
يعني اين چندمين مريضيه که اين هفته داشتم بايد حتما امشب برم سراغ کتابهاي پزشکي و درمورد اين بيماري مطالعه کنم!

اگه اين عوارض از بين نرفت هفته ديگه زنگ بزنيد وقت بگيرين:
يعني تا حالا مريضي به اين سمجي نداشتم خدا را شکر که هفته ديگه مسافرتم و مطب نميام!

فکر نمي کنم رفتن پيش فيزيوتراپيست فايده‌اي داشته باشه:
يعني من از فيزيوتراپيستها نفرت دارم نرخ‌هاي ما رو شکستن!

ممکنه يک کمي دردتون بياد:
يعني هفته پيش دو تا مريض از شدت درد زبونشون رو گاز گرفتن!

فکر نمي‌کنيد اين همه استرس روي اعصابتون اثر گذاشته باشه:
يعني من فکر مي کنم شما ديوونه هستين و اميدوارم يک روانشناس پيدا کنم که هزينه‌هاي درمانتون رو باهاش قسمت کنم!
نوشته شده در 1387/8/2ساعت 11:32 بعدازظهر توسط دختر خورشیدنظرات (1)| |


:قالبساز: :بهاربیست:

Bahar-20 بهاربيست

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس